تبلیغات
بحث آزاد - نظرشما
 
بحث آزاد
هر چی دل تنگت میخواهد بگو ...
چهارشنبه 9 مرداد 1392 :: نویسنده : محمد علیزاده
کدوم عددو به نفر قبلی میدی؟


؟


۱■ساکت
۲■جذاب
۳■باوفا
۴■فضول ...
۵■شوخ
۶■عاشق
۷■خسته کننده
۸■باهوش
۹■پرحرف
۱۰■پایه
۱۱■جدی
۱۲■باحال
۱۳■گوشه گیر
۱۴■خوشگل
۱۵■ضدحال
۱۶■دیوونه
۱۷■به درد نخور
۱۸■دوست داشتنی
۱۹■لجباز
۲۰■مشکوک
۲۱■مهربون
۲۲■خوش تیپ
۲۳■بامزه
۲۴■مریخی
۲۵■خودت بگو ...!!!




نوع مطلب : موضوعاتی که بیششترین نظرراداشتن، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 27 شهریور 1396 10:01 ق.ظ
That is really attention-grabbing, You're an excessively professional blogger.
I've joined your feed and stay up for in quest of
more of your magnificent post. Also, I have shared your site in my
social networks
جمعه 18 مرداد 1392 04:11 ب.ظ
نوکرتم سبیل جون
نظرلطفته وماانگشت کوچکیه شماهم نمیشم
جمعه 18 مرداد 1392 03:13 ب.ظ
اول عیدو تبریک میگم خدمت همه و تموم دوستان و رفقاو همه اونایی ک میان فقط نگا میکنن
دکی جون با مرام ترینو بهت میدم
1#3#5#6#10#11#18#21#24

پنجشنبه 17 مرداد 1392 07:37 ب.ظ
اقابرامنم نظربده اسدا...
پنجشنبه 17 مرداد 1392 06:23 ب.ظ
وخستگی ناپذیر وهمچنین بااراده ترینو بهش میدم
5=8 10 12 21
پنجشنبه 17 مرداد 1392 06:23 ب.ظ
ولی نمیدونم چرا بهم مشکوکی هرررردااااد
پنجشنبه 17 مرداد 1392 06:22 ب.ظ
راستی یادم رفت من بگم من
سرخ نشدمم
پنجشنبه 17 مرداد 1392 02:05 ب.ظ
اه اینکه احسانم مث لبو شد
پنجشنبه 17 مرداد 1392 03:06 ق.ظ
من به احسان
5 و10 و12و18 و20و21
چهارشنبه 16 مرداد 1392 11:51 ب.ظ
هاااااااااایییی ملللللللللت
بسه دیگ از بس از بسیج و بسیجیا بد گفتین
شماها کلا شاید ده نفر بشید بغیر از شماها ک معترضید انتای دیگ هم کارت دارن هم پرونده ینی تا حد توانشون مسوولین دارن کار میکنن خب باید پیگیری کرد رفتو امد کرد

چهارشنبه 16 مرداد 1392 09:24 ب.ظ
بذارش بالا سمت راست...
تو بسیجی هستی؟؟؟؟
بچه ها تصور کنین خانم مهدی زاده فرمانده بسیج بشه از فرداش تو بلند گو دانشگاه اهنگ های جواد و خز وخیل پخش میکنن(جواد یساری و شماعی زاده و ناری ناری و....)
چهارشنبه 16 مرداد 1392 06:39 ب.ظ
اقا منم بحث!!!
اقا یکی ب حال منم برسه از اول راهنایی بسیج بودو فعال تو دانشگاه پروندمو میگن نیس من چیکا کنم اخه اینو کجا دلم بذارم
سه شنبه 15 مرداد 1392 11:19 ب.ظ
5 . 10 . 12 . 23
وسیبلم بهش اضافه کن
سه شنبه 15 مرداد 1392 12:44 ق.ظ
4#5#6#15#20


سه شنبه 15 مرداد 1392 12:43 ق.ظ
سلام به همگی ک این بحثای مهم و حیاتی و روز جامعه رو مطرح وحل میکنن بگم باتشکر از هاشم مدافع بسیحیا

من فقط ی چیزی میگم ک برای کسی تصمیم نگیر بجاش تصمیم بگیر یعنی خودتو بذار جای اون فرد تو همون شرایط باهمون مسولیت ببین چکا میکردی

در ضمن اینقدم زود در مورد کسی قضاوت نکنیم بخاطر یکبار رفتار بد (جواب سلامو..)

ودر اخر یک پیشنهادمیخواین کلا یک پست جداگانه در مورد بسیج و اعضاش بذاریم همه بیان مشکلاتشونو حل کنن
ویک پست اختصاصی ام درمورد عشق خودم ومهرداد استاد پرفسور دابل پی اچ دی غ ف بذاریم
دوشنبه 14 مرداد 1392 01:49 ب.ظ
جواب محمد در رابطه با آقای میرشفیعی نه فرمانده بسیج دانشگاه:
داداش من، جناب آقای علیزاده، اینكه آقای میرشفیعی میاد میگه بازدیدو بذارید یه روز دیگه و من نمیتونم بیام این چه ربطی به بسیج و فرمانده ی بسیج بودن ایشون داره ؟؟؟؟ ( خودت كه داری میگی كه اون برا خودش این حرفو زد)
اصلا ایشون شاید بخوان دم از پستشون بزنن و هر حرفی بزنن ولی این به بسیج ربطی نداره .
همون موقع اگه یادت باشه منم این حرفشو قبول نكردم و حتی داخل اتاق من باهاش بحثم شد .
خواهشا اونم دانشجو هست و اینو به بسیج نچسبونیم!!
توهم اگه حواستو جمع میكردی ، جات نیمیذاشتن توی قم ، چطور این همه آدم گم نشدن و تو شدی و كار اوناهم درست نبوده ولی این بازم به تصمیم گیری یه بسیجی منعقد میشه كه وایسن توهم به جمعشون بپیوندی نه بسیج !!( بازم داری میگی برا نگه داشتن خودش نه بسیج!!!)
اگه بخواد همه درست كار كنن كه اون موقع نیازی نیست امام زمان بیاد خوب یكی مثله ماها آدمهای عادی ، كار امام زمانو انجام میدیم .
این مثه این میمونه كه ما میگیم این چه حكومت اسلامی هست كه همه دارن اختلاص میكنن ، بی حجابن و هیچكس حق هیچكی رو رعایت نمیكنه و هزارتای دیگه !! ولی خود رهبر داره میگه این حكومت ما اسلامی به معنای واقعی نیست من باید در راستایی باشیم كه حكومت مون اسلامی بشه و تحویلش بدیم به امام زمان.
دوشنبه 14 مرداد 1392 01:31 ب.ظ
بذارید اصلا تمومش كنییم
یه عده ای رفتن داخل بسیج كه ز یاد دارن تلاش میكنن ولی یه عده ای زیادی فقط دارن میچرخن كه من از بعضی هاشون خیلی بدم میاد دقیقا همونایی كه اومدن خلاصه نویسی گرفتن و هیچ بدرد این دانشگاه و دانشجو بسیج نخورد. نظر من اینه كه اینا لابد میخواستن فقط یه حلقه ای باشه كه یه نفر رو بذارن سرحلقه و چندتا هم زیر حلقه كه گفته بشه ما یه حلقه ای هم به نام بوووووووق داریم.
دقیقا مشكل توهم حسن همینه فكر میكنم و ساعت چندانی برات رد نشده و سرت بی كلاه مونده . از نظر بسیجی و عضو بسیج بودن هم ؛ روز اول دانشگاه خواهرم گفت توی بسیج دانشگاه نرو چون بد بلایی سرت میاد و اینو داخل بعضی دیگه از افراد دارم میبینم كه بعضی ها خراب شدن و بعضی هام كلا وقتشون رو برا بسیج گذاشتن كه این درست نیست، بسیج باید در كنار درس باشه باید ازطریق بسیج جنگ علمی راه انداخت كه متاسفانه بسیج ما هنوز گیر كرده تو همون بسیج معمولی ، تنها كار بزرگ دانشگاه ما اردو جهادی اون هست. بسیجی های دانشگاه شریف و دانشگاه های بزرگ واقعا شریف و بزرگن و كلا به فكر خلق حماسه های علمی بزرگ هستن چون همه ی ما داریم میبینیم كه داخل جلساتی كه با رهبر دارن چه حرف ها و گزارشاتی از كارها وایده هاشون میدن.
محمد خیلی داره نا شكری میكنه و این درست نیست و مهردادم حرف درستی زدی منم نیمه پر لیوانو بیشتر نگاه میكنم ؛ البته خودم دارم به این چیز اینجوری نگاه میكنم چون ما باید بسازیم با این بحث ( دانشگاه ما یه سال بیشتر از نمونده و فك نكنم بهتر ازین بشه) ایشالا كه همه عوض بشن و به حول قوه ی الهی یه مدیریت خوب بیاد سر كار و همه ی ما دانشجویان ایران از این بی بند و باری خلاص بشیم.




از همه تون هم عذر میخوام چون بعضی حرفارو چون میبینم كه حقه ولی یه نفر بیاد بگه ناحقه زورم میاد و زیر بار نمیرم ونمیتونم هم بهش بقبولونم چون فقط حرف خودشو قبول داره و این باعث شد كه من با همه ی كسایی كه تو این وبلاگ اومدند بحث كنم و یه سری حرفهای بی ادبی زده باشم

من از همه عذر خواهم
دوشنبه 14 مرداد 1392 01:10 ب.ظ
حسن من نگفتم كه تو دنباله كم شدن سربازیت هستی . محمد گفت اگه سربازیم معاف نشده بود اله بله میكردم. پس شمام درست حرف منو گوش نكردید . اگرم حرفی زدم محمد عصبیم كرد هرچی بود از دهنم اومد بیرون. همشو به شما نگفتم بحث من سر محمد بود كه خودشو زده به اون در!!!
یکشنبه 13 مرداد 1392 09:50 ب.ظ
منم دیگه گفتم ادامه نمیدم ولی اسمم رو آوردن مجبور شدم دفاع کنم
یکشنبه 13 مرداد 1392 09:21 ب.ظ
من دقیقا یادم نیس از تو مجله خوندم یا تو سایت اما یادم هست چنین چیزی بود و منظورم از معدن معدن فعال نیس معدن که از عمرش گذشته است به طوری که یادم حتی واس دانشجوای ارشد اتشباری هم انجام میدن.و من منکر خوبی دانشگاه نشدم هم خوب هم بدشو قبول کردم هاشم تو ب محمد گفتی نصفه خالی لیوان رو میبینی و پرش را نمیبینی وتو برعکس اونی فقط داری نصفه پر میبینی و نمیخوای قبول میکنی دانشگاه کمبودم داره برخورد بدم دارن با دانشجو و...
نقدی خوبه که کل لیوانه ببینه و من دیگه حرفی ندارم.
خانم رزمگیر درس میگن و تو یکی از کامنتام منم همینو به صورت طنز گفتم
واخرین حرفم این دعاس:
خدایا اگر تو این دولت تو ارگانها و سازمان کمبودی هست خودت عنایت کن این کمبودا و مشکلات حل بشه و هر جا هم کارا به درستی انجام میشم عنایت داشته باش به همین روند ادامه پیدا کنه با تشکر از دوستان وخداحافظ از این پست
یکشنبه 13 مرداد 1392 06:05 ب.ظ
هرجای دنیا رو هم که بگردید سازمان و نهادی وجود نداره که مشکل نداشته باشه...
بهتر نیست این بحث رو تموم کنیم؟!!!
یکشنبه 13 مرداد 1392 05:33 ب.ظ
پیش رجبزاده هم رفتم ولی مشکلم حل نشد
وضعیتم مشخص نیست بعد برم ناحیه بگم من تا حال هیچ فعالیتی نداشتم و ببینید2 سال پیش پرونده "فعالی" من رسیده اینجا و تایید شده یا نه؟؟؟
اونقدر چیز مهمی نیست که بخوام از وقتم بزنم و به خاطر سهل انگاری بعضیا و البته خودم(خودم رو که میگم به این معنی نیست که مقصر اصلی منم)برم ناحیه یا دیگه از این به بعد پیگیرش بشم.از بسیجی بودن خواستم یه تجربه جدید داشته باشم که قسمت نشد.

با این شرایط اگه ساعت فعالیت هم برام رد بشه که دیگه واویلاست...

تو هم کم کم رفتارت داره میشه مثل بعضیاشون
اگه کسی که مثل ما این برخوردا رو دیده باشه و این حرفا رو بزنه که دیگه هیهاته...
رفتار و اخلاق خوب داشتن بهتر از صدتا فعالیته
کسی که اخلاق خوب نداشته باشه کسی ازش خوشش نمیاد
یکشنبه 13 مرداد 1392 05:19 ب.ظ
هاشم از تو توقع نداشتم که این حرفا رو بزنی

اولا من تا حالا هیچ سابقه ای توی بسیج نداشتم و تنها با این4 سال بسیجی فعالی دانشگاه هم که خدا را شکر ندارم اصلا تاثیری توی کم شدن سربازیم نداره.
همون قبل از دانشگاه هم بهم توصیه شده بود که وارد بسیج دانشگاه نشم و حالا منظورشون رو فهمیدم

دوما موضوع اصلی بحث من درباره کارت بسیج بود یا بسیجی بودن یا نبودنم و وضعیت نا مشخصم؟؟؟

سوما تو از پیگیری هایی که من کردم خبر داشتی که گفتی با یه جا نشستن و منم منم کردن هیچی حل نمیشه؟؟؟من منم منم میکنم یا بعضیایی که توی بسیجن؟؟؟

چهارما با زدن این حرفا و اتهامات اوضاع تو روی پل صراط که داره از من وخیم تر میشه.بعد میای منو از جواب پس دادن روی پل صراط میترسونی؟؟؟
یکشنبه 13 مرداد 1392 11:20 ق.ظ
مهرداد اگه تو تا اغونجایی که میدونی این دانشگاه ها براد خودشون معدن دارن، یکیشو بگو اینا همش حرفه فقط دانشگاه صنعتی اصفهان چنین کاری میخواسته انجام بده که نشده!!
این دانشگاه شاهرود که میگی از کی شنیدی ؟ اخه دبیر انجمن معدنشون خودش رو در رو به من گفت خودمونو کشتیم بازدید غیر از سر فصل رو نذاشتن مختلط بریم!!
منم نگفتم ما عقده ی با دختر بتزدید رفتن داریم و شعورمون نمیکشه ! من میگم ما پسرا که رفتیم دخترا هم که رفتن پس این جای بحث نداره. حالا من نمیگم توکلی پیغمبر بوده و حرفش درسته ولی اونا بد فک کردن و نذاشتن ولی ماهم رفتیم و تموم شد رفت! این دیگه جای بحث نداره که بعد از 4ترم بخوایم بیاریمش وسط !
یکشنبه 13 مرداد 1392 10:51 ق.ظ
هاشم من دیدم حسن پیش همه رفته از رجبزاده بگیر تا صولت و فائزی و فرمانده.ن واس ی بار واس چنیدن بار هم رفته و به عینه خودم بودم باهاش ودیدم پاس کاریش میکنن
شنبه 12 مرداد 1392 11:19 ب.ظ
جهت اطلاع من قبل از دانشگاه معاف شدم هدفمم از رفتن به بسیج این نبود وبسیجو دوسش داشتم که رفتم ولی خیلیا دیدم با این هدف رفتن متنو کامل بخون نوشتم:توجه کنین بعضیا نه همه بعد از من خرده نگیرین که گفتم همشون خب که همون اول گفتم که بعضیا اگه نمیگفتم چی میگفتی؟؟؟؟؟.
هاشم بازدید رفتیم اره ولی بچه ها دنبالش بودن خود بچه ها دانشگاههای دیگه هم بیشتر از ما نرفته باشن کمتر از ما نرفتن دانشگاه شاهرود و ی دانشگاه دیگه واس خودش معدن دارن واس درس عملیشون تا اونجایی که من اطلاع دارم مختلطم رفتن.
ببین بحث مختلط رفتن نیس بحث نوع برخورده تو که نبودی وقتی من لیست اسمارو دادم وگفتم دخترا هستن انگار فرشته ی مرگ دیدنو و گفتن دخترااااااااا؟؟؟؟ اون وقت منم واسشون شده بودم شیطانی که سجده نکرده ورانده شده.حرف من اینه مگه ما بازدید نرفته بودیم دسته جمعی خب این بازدید واون بازدیدا چه فرقی داشت؟ درس واس من و تو که فرقی نداشت دخترا باشن یا نه میخوام بدونم چه فرقی بین بازدید علمی و بازدیه سر فصل بود؟؟؟اخه مگه نیتش فرق داشت؟مگه تو دو تاش سر پرست واستاد راهنما نبود؟مگه ما همون افراد قبلی نبودیم؟
وقتی هم رفتیم چیزی به ما اضافه نشده که نرفته باشیم بخواد کم بشه منظور منو که متوجه نشدی هیچ اشتباه برداشت کردی.ماشالا اونقدر درک وشعور وفهم بچه های کلاس چه پسر و چه دختر بالاست که عقده ی مختلط بودن و این چیزارو ندارن خدارو شکر.
تو صحبتهای قبلی هم گفتم با بسیج و بسیجی مشکل ندارم حتی سعید و مصطفی را به عنوان الگو مثال زدم اما منکر ی سری کارای دیگرون نمیشم خصوصا نوع برخوردی که گه گاهی(بازم توجه کن میگم گه گاهی نه همیشه)داران.
هاشم یکم متنو عمیق تر بخون تا منظور منو متوجه بشی
شنبه 12 مرداد 1392 11:05 ب.ظ
با چه آماری میگی 70 دصد؟؟؟؟؟؟؟؟؟
از کجا معلوم که 100 درصده!!
همش میگید سکوت سکوت سکوت!!! کدوم سکوت؟؟؟ توکه داری همه ی اینارو اینجا میگی یا حسن که میگه کارتم گیرم نیومده واقعا بره پیش رجبزاده اگه مشکلشو حل نکرد بره ناحیه! منم بشینم اینجا و منم منم کنم هیچ کاری رو جلو نمیبرم!!!
هیچ کس تاحالا همینجوری لقمه ی تازه داخل دهانس کسی نذاشتن!
شنبه 12 مرداد 1392 10:42 ب.ظ
همه ظاهرا برای سربازی دنبال بسیج بودید!!!!
بذارید یه چیز بگم : بازدید هایی که ما رفتیم آقای علیزاده و داداش مهرداد هیچ دانشگاهی تو کشور نرفته !!! همه هم دنبال این بودن که با هم برن، پسر و دختر، ولی نتونستن!! ما چندتا معدن رفتیم ؟ چنتا از معدن ها پسرا رفتن که دخنرا نرفتن ؟؟؟
نمیخواد غصه ی کسی رو بخوریم و اینقدر آتیشی بشیم. محمد تو که انجمن بودی مگه ندیدی دخترا خودشون رفتن دنبال این قضیه و بازدیدشونو هم رفتن؟! الان اگه با دخترا نرفتیم بازدید چی شده ، آیا چیزی از ما کم شده؟

بسیج اگه بخواد مختلط ببره که دیگه بسیج نیست، دانشگاه آزاده!!

فرمانده ی بسیجم کار خودشو خوب بلده ، حداقل توی چندتا دانشگاه بیرجند بیشترین فعالیت رو داشته!!
تو اگه کارات رو با تفکر و سنجیده انجام بدی هیچ اتفاقی برا کسی نا خوشایند نمیشه!!!
اینقدرم آتیشی نشو!!!!
محمد علیزاده

ن.باباهیچدانشگاهی نرفته خوبه مادوتابازدیدغیرسرفصل رفتیم
من کارام سنجیده وباتفکربود.به رجبزاده هم زنگ زدم بهش گفتم راهیان کی هس گفت جمعه ظهرگفتم بازدیدبراپنجشنبه باشه که اشکال نداره گفت نه خوبه بعدفرماندشون اینجوری بامن برخوردکرداونم فقط بخاطرخودش چون میخاست بره اردوجهادی اهوازماهم نمیشدبخاطریک نفربازدیدی که بااون بدبختی جورش کردیم کنسل کنیم.
کارایم که فرمانده انجام داده برابقاخودش بودوگرن اون اگ کارش درست بودتوراهیان منوجمکران جانمیذاشتن وبایک نفرکمتربیان دانشگاه
بعدشم ماداریم این حرفارواینجامیزنیم.اگ بگوش مسئولین برسه اونوقت ماسکوت نکردیم تاحالاکه سکوت کردیم ازبازدیدخواف چقدمیگذره 5ماه سکوت
شنبه 12 مرداد 1392 07:09 ب.ظ
دل من فقط پر نیست

با سکوت هم چیزی حل نمیشه
شنبه 12 مرداد 1392 06:56 ب.ظ
اره محمد جون ترم2 که بازدید معدن قلع زری بود واسه اتوبوس همه جا رفتم حتی بسیج گفتن اولا نباید دختر همراهتون باشه دوما همتون باید عضو بسیج باشین
اخ من میخوام بدونم ما این همه با دخترای کلاس رفتیم بازدید اونم علمی چیکار کردیم؟همدیگرو خوردیم؟این توهین به شعور مانبود مگه کلاس ما چنتا دختر داشت ک برداشن به من میگن برو ی اتوبوس جدا بگیر واسشون در صورتی که واس پسرا هم اتوبوس ندادن حتی دنبال این رفتم با رضا صحبت کنم که دخترا با ماشین اون بیان بعد به من گفتن اصلا دختر نباید بیاد گناه کبیرس(وای وای وای چه کار بدی بازدید علمی) اخه اینا هم امدن رشته معدن حق دارن اینجور بازدیدا هم بیان.
بعضی از پسرا که میرفتن بسیج واس سربازیش بود خدایش بعد از سربازی چندتایی که من دیدم پا به نزدیکی بسیج نداشتن(توجه کنین گفتم بعضیا نه همشون بع از من خرد نگیرین)
شاید شما هم سربازی داشتید در به در دنبال کارت میرفتین حتی تو قله قاف باشه خانم رزمگیر چون دو سال از جونیتون یعنی بهترین سال های زندگی یک انسانه...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


نمایش نظرات 1 تا 30
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :