تبلیغات
بحث آزاد - آقابوم دوست های بهتری برای هم هستند حتی...
 
بحث آزاد
هر چی دل تنگت میخواهد بگو ...

یه شب خانم خونه اصلا" به خونه بر نمیگرده و تا صبح پیداش نمیشه! صبح بر میگرده خونه و به شوهرش میگه كه دیشب مجبور شده خونهء یكی از دوستهای صمیمیش (مونث) بمونه. شوهر بر میداره به ۲۰ تا از صمیمی ترین دوستهای زنش زنگ میزنه ولی هیچكدومشون حرف خانم خونه رو تایید نمیكنن!

 

یه شب آقای خونه تا صبح برنمیگرده خونه. صبح وقتی میاد به زنش میگه كه دیشب مجبور شده خونهء یكی از دوستهای صمیمیش (مذكر) بمونه. خانم خونه بر میداره به ۲۰ تا از صمیمی ترین دوستهای شوهرش زنگ میزنه. ۱۵ تاشون تایید میكنن كه آقا تمام شب رو خونهء اونا مونده!! ۵ تای دیگه حتی میگن كه آقا هنوزم خونهء اونا پیش اوناست!!





نوع مطلب : طنزهاوترول های بحث آزاد، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 16 مرداد 1396 03:55 ب.ظ
Hey! Would you mind if I share your blog with my facebook group?
There's a lot of people that I think would really enjoy
your content. Please let me know. Thanks
یکشنبه 3 اردیبهشت 1396 03:20 ق.ظ
It's difficult to find experienced people on this subject, however,
you sound like you know what you're talking about! Thanks
دوشنبه 4 شهریور 1392 03:03 ب.ظ
مشخص بود افتخار کن ب من ایقد مامان نقاشی داری
یکشنبه 3 شهریور 1392 06:40 ب.ظ
نه مامی همش سنکرون بود من دیدم همون لحظه فقط حواسم به نقاشی پیکاسو پرت شد ...بقیش حواسم بود
شنبه 2 شهریور 1392 04:01 ب.ظ
از او ده تاش یکیش دیگ فرق داشت پسرم
جمعه 1 شهریور 1392 05:47 ب.ظ
اره بابا اصلا مباتی برق نبود مبانی سنکرون بود ب خدا عشق سنکرون این بشر ...
جمعه 1 شهریور 1392 04:00 ب.ظ
مامی جان هش سنکرون بود....

نه میخوای سنکرونو بگم آسنکرون؟؟؟؟؟؟؟؟
تیششششش چه خواسته ها از ادم دارن مهرداد میبینی؟
پنجشنبه 31 مرداد 1392 06:57 ب.ظ
خب همش سنکرون بود دیگه...
پنجشنبه 31 مرداد 1392 06:24 ب.ظ
پسرم نذار بگم ب هر نموداری میرسیدی میگفتی سنکرون 10 تا بود همشو گفتی سنکرون
شنبه 26 مرداد 1392 08:19 ب.ظ
اصلا فرهادی کف کرد بعد کلاس گفت از هفته دیگه اقابشیری شما بیاین درس بدین ارمین گفت ن ن ن من کار دارم خدایی حال کردی توضیح دادنو خانم مهدی زاده؟؟؟؟ شما هم کی میگفتین اوگرررر!! شیب ‍‍‍!!!! بام!!
شنبه 26 مرداد 1392 07:43 ب.ظ
هههههههه شیرینی

لاقال من سرهم بندی کردم مادرجان یه چی گفتم.تازه اونروزمنومهردادهرچی خودمونوکشتیم بهت بگیم نیگا نکردی...
اماتوچی بااون نقاشی زشتت منوخندوندی بعدم نشستی به خندیدن بهم,جلوتخته که بودم...

شنبه 26 مرداد 1392 06:51 ب.ظ
خودتو مسخره کن پسرم ن منو روز کلاس نرهادی یادته؟
پنجشنبه 24 مرداد 1392 11:30 ق.ظ
مهردادجان ممدجان این خانم مهدی زاده یه چی گف دنبالش نرین...

دستگاه اوگرچیستتتتتتت خانم مهدی زاده؟؟؟؟ هاهاهاهاهاهاها.عجب روزی بود چقدخندیدم.

دوشنبه 21 مرداد 1392 10:56 ب.ظ
یعنی هم خانم مهدی زاده مردن وهم خانم رستن پور
محمد علیزاده


ببخشید خانم رستم پور
دوشنبه 21 مرداد 1392 10:17 ب.ظ
یعنی خانم رستم پور مردن؟
دوشنبه 21 مرداد 1392 08:31 ب.ظ
ن دیگه چرا حسودی امنه هم کم از مردا نمیذاره
یکشنبه 20 مرداد 1392 11:29 ب.ظ
مردا معرکن داداش...

نه خانم مهدی زاده راسته راسته راسته...

حسودیت شد؟؟؟؟هاهاها؟؟؟همچی دوستایی نداری نههههه؟؟؟

الان مهردادهم خونه ماس هم خونه ممد...خونه احسانو حسن رییسیم هست...
شنبه 19 مرداد 1392 09:33 ب.ظ
افرین به این مردا اصلا داشتی مرامو خدایش
شنبه 19 مرداد 1392 08:24 ب.ظ
دروغ نیست
جلوگیری از دعواس بین یه زنوشوهر
شنبه 19 مرداد 1392 06:38 ب.ظ
دروغ دروغ وای وای وای
شنبه 19 مرداد 1392 02:37 ب.ظ
یعنی همچین مردای خوبی هستیم ما
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :